صدای پای نسیم
هم سفر لحظه هایم باش در این کوره راه تردید
ولی ای کاش، ای کاش، ای کاش! نمی افکندم این پاک و زلالین دل به پای این زبان نا فهم بد کردار... شیدا ای دل خون پای خود هر جا منه این جماعت همچو ابلیس اند هان خویش را از بند ایشان وا رهان این جماعت مظهر نا پاکی اند از همیشه تا همیشه خاکی اند خویش را پاک و مطهر خوانده اند هیچ دستی را زخود نی رانده اند با دلت امروز و فردا کرده ای؟ خویش را در بند و "شیدا" کرده ای؟ تو دگر نه، نیستی شیدای او! نیستی در حسرت فردای او! با دلی رنجور و حالی بس حزین گشته ام مست می حق اینچنین... شیدا
| Design By : Night Skin |


