صدای پای نسیم
هم سفر لحظه هایم باش در این کوره راه تردید
عابر پس كوچه هاي دلتنگيم. اشك را ترجمه اي دارم! درد را ترجمه اي دارم! شكست را ترجمه اي دارم! مرگ را ترجمه اي دارم! سكوت را ترجمه اي دارم! و عشق را تجربه اي...! آري تجربه ام از ترجمه هايم دردناك تر است...!!! شيدا به زودی فضایی جدید همراه با امکانات بیشتر را در این مکان خواهیم داشت... پیانو، سکوت، اشک و دستانی که از حرکت ایستاده اند کلاویه، انگشتان، و چشمهائی که به تو مردمک دوخته اند دمپر را می فشارم، و از نت ها خواهش میکنم فریاد سر دهند باز دمپر را می فشارم و از نت ها تمنا میکنم فریاد سر دهند "فا" به فالش میرسد "می" در میانه راه میماند و "دو" بر سر دو راهی "ر" رنگ می بازد "سل" سلانه سلانه می آید و "لا" لالی پیشه میکند "سی" تنها بازمانده اعجاز روزگار، تنهای تنها سیاست را دنبال میکند... چه شده؟! مجنون منم!!! لیلی اوست!!! اینها چه میگویند؟! دیگر نت ها هم مرا به فراموشی سپردند! آنهائی که همواره بر زیر دستانم، تنها با اشاره کلاویه، هم نوائی و همدردی سر می دادند تنها بازمانده برایم متد پایه مایکل آرون بود که اکنون، در دست باد است! همه نت ها باز خواهند گشت روزی! حتی اگر من نباشم!!! دلم برای "سی" آشفته است! او باز نخواهد گشت...! شیدا
| Design By : Night Skin |

