صدای پای نسیم
هم سفر لحظه هایم باش در این کوره راه تردید
پاک کن را بر میدارم و...ردیف غزلهایم را پاک میکنم من و دریا غزلی ناب سرودیم از تو غزلی مثل تو نایاب سرودیم از تو ----------- من و دریا غزلی ناب غزلی مثل تو نایاب چه قیافه بی تفاوتی دارند -قافیه ها- می خیالم: ما که قرنهاست قافیه را باخته ایم و...پاکشان میکنم من و دریا غزلی ناب غزلی مثل تو نایاب ---------- من و دریا غزلی غزلی مثل تو . من خیالاتی ام به شتاب انسان امروز به کاسه آب "دیوژن" به بی وزنی -می اندیشم و... پاک کن را باز برمیدارم من دریا غزل تو. -دیوژن یا دیوجانس=فیلسوف یونانی-همو که در روز چراغ بر میداشت و در کوچه های آتن به دنبال انسان می گشت. دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانــــــــم آرزوست مولانا گفته اند که با قناعت زندگی میکرد و تنها کاسه ای را برای نوشیدن با خود داشت که آن را هم با دیدن چوپانی که با کف دست می نوشید به دور افکند و گفت چه بار بیهوده ای را حمل می کردم! و اکنون بنده با اجازه جناب استاد بهمنی! باز هم پاک کن را برمیدارم و...! تو. !!!
| Design By : Night Skin |


