صدای پای نسیم
هم سفر لحظه هایم باش در این کوره راه تردید
ای دل خون پای خود هر جا منه این جماعت همچو ابلیس اند هان خویش را از بند ایشان وا رهان این جماعت مظهر نا پاکی اند از همیشه تا همیشه خاکی اند خویش را پاک و مطهر خوانده اند هیچ دستی را زخود نی رانده اند با دلت امروز و فردا کرده ای؟ خویش را در بند و "شیدا" کرده ای؟ تو دگر نه، نیستی شیدای او! نیستی در حسرت فردای او! با دلی رنجور و حالی بس حزین گشته ام مست می حق اینچنین... شیدا
من چه مجنون بودم و بی آینه
جاری شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت
13:28به قلم علی میرشمس(شیدا)| |
| Design By : Night Skin |


